لبخندها خدا را ستایش میکنند
میخوام از بی معرفتی ادمایی که همدیگرو از یاد میبرن بگم یک نفر تو حسرت اینه که یکی دیگه ازش خبر بگیره اما کجان اون ادمایی که دم از معرفت میزدن میبینین ادما عوض شدن حالم از بی معرفتی بهم میخوره کی با معرفت تر از خدا میشناسه اونی که هر لحظه باهامونه اونی که حتی اگر بدم باشیم بازم کنارمونه اما خودمونیم یه جورایی در قبال خدا بی معرفتیم اونی که هر لحظه از ما یاد میکنه اما خدایی فک کنین چقد از خدا یاد می کنیم وقتای خوشیمون یادمون میره خدایی داریم یادمون میره لطف اون بود که به این خوشی رسیدیم و وقت سختی هر لحظه به یاده خداییم می خوایم بخدا نشون بدیم که چقد بهش احتیاج داریم اما یادش نکردیم وقت خوشی تا یادمون کنه اما بی معرفتی نمیکنه یادمون میکنه قلب شکستمونو میفهمه اما ادما چی وقتای سختی یادشون میره که ازت خبر بگیرن حالتو بپرسن میبینین ما انقد خودمونو غرق این دنیا کردیم که همه چی یادمون رفته انسان دوستی شرافت معرفت.... خیلی خستم کاش ادما مرامه خدارو داشتن دلم تشنه یه جو معرفت ادماس.......
خدایا من چه کنم پس روی شانه های چه کسی اشک بریزم درد پشت درد مگر چقد من استقامت دارم سنگ هم باشد اب میشود خدایا حتی کسی را ندارم دلداریم دهد بی انصافیست چه کنم چه کنم مگر نه اینکه تو بزرگی پس صدای من را بشنو من طاقت درد ندارم تمامش کن که خسته ام به که بگویم خسته ام هیچکس را ندارم با پاک کردن اشکهایم دلداریم دهد اه از خدا پرسیدم خدایا چه چیز تو را ناراحت می کند؟ فرمود:هروقت بنده ای با من سخن می کوید چنان به حرفهای او گوش میدهم گویی به جز او بنده ی دیگری ندارم ولی او چنان سخن می گوید که انگار من خای همه هستم الا او..... درود بر دوستای با مرامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ من نبودم شما منو یادتو نرفته وایــــــــــــــــــــــــــــ دمتون گرمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مخلصتونمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دربستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اومدم دیگه چرا دعوا میکنین حالا ی سایتیم دارم اگه برین که خیلی بامرامین اومدم با دست پــــــــــــــــــــــــر این سایتی که بهتون معرفی می کنم مال خودم و یکی از دوستامه توش اطلاعاتی داره که مطمئنا به دردتون می خوره مربوط به کامپیوت و نرم افزار و آهنگ های جدید با دانلود رایگان و ...عکس و... ممنون میشم ی سری بزنین عنوان پست اسم سایتمه همون بالا... بازم شرمنده که نبودم ..............
تولدمه هورااااااااااااااااااا اینم کیک ممنو از همه ی دوستان بخاطر تبریکاشون اگه جواب نمیدم شرمنده ی دنیا معذرت از همتون خیلی با مرامین خدا ندارد سخت دوری کن همیشه هیچ وقت اینطور نبودم همیشه نیمه ی خالی رو می دیدم به فکر نیمه های پر نبودم همیشه فکر می کردم زمین پسته خدارو سوی قبله میشه پیدا کرد همین دیروز سمت این حوالی بود یکی در زد خدا رفتو درو وا کرد من این روزا ی حال دیگه ای دارم جهان من لباس تازه می پوشه من و تو دیگه تنها نیستیم چونکه خدا با ما نشسته چای می نوشه من این روزا ی حال دیگه ای دارم جهان من لباس تازه می پوشه من وت دیگه تنها نیشستیم چونکه خدا با ما نشسته چای می نوشه ملخ افتاده توی خرمن گندم منم مثل همه از کار بی کارم به جای داس شونه توی دستامه فقط به فکر گندمزار موهاتم اگه بارو ن به شیشه مشت می کوبه بیا اینجا بشین کنار این کرسی خدا با دست من دستاتو می گیره تو از چشم خدا حالم رو می پرسی نه این که بی خیال مزرعه باشم دیگه از باد پاییزی نمیترسم نگو این اسیاب از پایه ویرون شد خدا با ماست از چیزی نمی ترسم من این روزا ی حال دیگه ای دارم جهان من لباس تازه می پوشه من و تو دیگه تنها نیستیم چونکه خدا با ما نشسته چای می نوشه پی نوشت: چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری.,., پی نوشت: شیشه می شکند و زندگی می گذرد نوروز می اید تا به ما بگوید تنها محبت ماندنیست پس دوستتان دارم چه شیشه باشم چه اسیر سرنوشت.,.,., نوروزتان پیشاپیش مبارک امیدوارم بهترینها نصیبتون بشه سبز و شادزی باشین پی نوشت: حاضرم تمام دنیامو بدم اما امروز خبر خوب بهم بدن 89/12/25 افرینش شناختم دریافتم که ارامش و خرد جهان افرین از توست و تویی خداوند جان وخرد. oh,great god!when i knew you as thestart and stop ofcreation, l found that the calmness and of wisdom of the word belongs to you are and you the god of sould and wisdom.......... خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خدا نگام کن خدایا کمک کن امیدمو از دست ندم خدایا شکر خدایا من دستمو بالا می برم و می گم خدایا کمکم کن اینو می خوام همتون بدونین دله من غمگین
نیس فقط دارم خدارو صدا می زنم چون با
خدا شادم عاشقم نفسمه بدون خدا امیدی
ندارم اگرم گله کردم از بی معرفتیم در مقابل
خداس همین وگرنه خدایا شادم که در شرار
تو میسوزم خدا دوس داره صداش کنی منم
میگم خدایا کمکم کن بدون همیشه
دوست دارم
ولنتاین همتون مبارک ایشالا همتون خوش باشین پی نوشت: شرمنده حس نبود پست جدید بزارم به بزرگی خودتون ببخشین اما دعا یادتون نره
ممنونم ازتون داداشا و ابجیای گلم که انقدمهربونین خدایا رو شکر میگم به خاطر وجوده گلایی مثله شما همتونو دوس دارم دمتون گرمممم پر مسئولیت است ,هنر کوچکی نیست فرشته در حالیکه داشت نامه ای را باز می کرد جواب داد:(اینجا بخش دریافت است ما دعاها و تقاضاهای مردم را که توسط فرشتگان به ملکوت می رسند به خداوند می دهیم .مرد کمی جلوتر رفت باز دسته ی بزرگی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می گذارند و انها را توسط پیکهایی به زمین می فرستند.مرد پرسید:(شماها چکار می کنید) یکی از فرشتگان با عجله گفت:(اینجا بخش ارسال است ما الطاف و رحمات خداوند را توسط فرشتگان به بندگان زمین می فرستیم.) مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته.مرد باتعجب از فرشته پرسید:(شما اینجا چکار می کنی و چرا بیکاری؟)فرشته جواب داد:(اینجا بخش شکرگذاری از پاسخ دعاهاست.مردمی که پاسخ دعاهایشان داده می شود باید شکرکنند که تنها عده ی کمی پاسخ می دهند.)مرد از فرشته پرسید:(مردم چگونه می توانند شکرگذار پاسخ دعاهایشان باشند؟) فرشته پاسخ داد:ساده است فقط کافیست بگویند:خدایا متشکریم حضرت محمد(ص) می فرمایند: مبادا چون شدتی رو اورد تمنای مرگ کنی 1. اگر کسی که قراره باهاش ازدواج کنین یهویی یه مشکل ناجور براش پیش بیاد مثلا فلج شه.کور شه.سرطان بگیره و... بازم حاضرین باهاش بمونین؟ من قصد ازدواج ندارم اگرم ازدواج کنم نمی دونم چون تو اون موقیت قرار نگرفتم البت اینو اضافه کنم که خانما در این موارد بهتر عمل می کنن و با معرفت ترن اما مردا............ 2. اگه شما یه مغازه دار باشین و یه ادم کور از شما 5 هزار تومن خرید کنه و اشتباها یه تاول 50 هزاری بهتون بده اشتباهش رو بهش میگین یا 50 هزارو بر میدارین؟ بابا من بارها گفتم بی معرفت نیستم که اینم شاملش میشه حرمخور نیستم 3. اگه یه روز بفهمین فقط دو هفته زنده این چیکار میکنین؟ هیچی اول می خندم بدشم ازاونایی که نتونستم خبر بگیرم خبر میگیرم به اونایی که در محبت براشون کوتاهی کردم سعی در جبرانش هستم و همین دیگه 4. حاضرید کلیه تونو به کسی که نمیشناسین و در حال مرگه اهدا کنید تا زنده بمونه؟(توجه داشته باشید کلیه تونه ها! خودکار نیست.) اره بابا تازه بعد مرگمم می خوام تمام اعضای بدنمو اهدا کنم ببخشید ریا کردم قصد فقط گفتن بود 5. اگه جنگ بشه حاضرید برید جبهه؟ اره اما به قول داداش علیرضا مملکته ما مارو ادم حساب کنه جونمو کف دستم میزارمو میرم اگه حقمون ضایع نشه عدالت برقرار باشه 6. اگر شما یک نخبه علمی باشین و یک کشور خارجی به شما پیشنهاد پناهندگی بده با مزایا و حقوق عالی تا اونجا زندگی کنید و برای اونا کار کنید(همون فرار مغزهای خودمون) اینکارو میکنید؟ وقتی به نخبه ها می دون نمی دن موندن که چه بمونی تا بپوسی بعد گورتو جمع کنن نه من که رفتنیم خداحافظ برگرد بابا جو نگیرتت کی گفته حالا نخبه ای 7. اگر در حین رانندگی با یه نفر تصادف کنید کسی نبینه ایا فرد مجروح رو میرسونید به بیمارستان یا فلنگ رو میبندید و الفرار؟ بابا بامعرفت تر از این حرفام منو دسته کم نگیرین 8.اگر جلوی شما پیر مردی زمین خورد و شما هم خیلی عجله داشتین آیا میایستید و به او کمک میکنید حتی اگر دیرتان شود یا بی تفاوت از کنارش میگذرید؟ 9. آیا حاضرید به صورت داوطلبانه و کاملا مجانی مدتی برای یگ سازمان خیریه فعالیت کنین؟ اره دله من همیشه برا انسانیت میتپه وگرنه انسان نیستم 10.اگر در شرایطی باشین که قرار باشه بین زنده موندن خودتون و یکی دیگه که خیلی دوسش دارین مثلا پدر یا مادرتون یکی رو انتخاب کنین.اون انتخاب کدومه؟ بابا من نمی تونم بگم اخه همه تو این دنیا عزیزن پی نوشت:: منم به قول داداش علیرضا همش راسته و کلک و احساسی در کار نی طناب واقعیتو بگیر میرسی به حرفای من جان ما امتحان کن چاکره همتونم هستم که انقد به من لطف دارین دربست پی نوشت:: 1.می خواستم جواب سوده جانو بدم اره واقعا می خندم چون هیچ وقت از مرگ نترسیدم و اگر بتونم تا لحظه ی مرگم مفید باشم و در کمک کوتاهی نکنم این مرگ واقعا شیرینه واقعا که من سعی می کنم تا اخر عمرا مفید باشم با توککل به خدا 2.می خوام جوابه فریما جانو بدم اره می دادم کلیمو اما می دونی که اجازه ی من دست خودم نی اگه اجازم دست خودم بود خیلی کارا دوست دارم بکنم که اجازه ندارم و بدبختی من اینه و گرنه من حاضرم باور کن راس می گم مگه ادم نمی تونه با یه کلیه تا اخر عمر زندگی کنه باور من چرا اما....... 3.خواستم بگم شما دوستا راس میگین ادما تا تو موقعیتش قرار نگیرن نمی شه با حرف چیزیو ثابت کنن اما من تو بیشتر وقتا تا جایی که توانم بوده معرفتمو ثابت کردم نمی خوام فک کنین ادم مغرور یا پر مدعاییم اما فقط خواستم جوابتونو بدم همین شرمنده مردجلو رفت و از فرشته پرسید:این مشعل و سطل اب را کجا می بری؟ فرشته جواب داد:می خواهم با این مشعل بهشت را اتش بزنم و با این سطل اب اتش های جهنم را خاموش کنم ان وقت ببینم چه کسی واقعا خدا را دوست دارد فرومایه ی او سرچشمه نمی گیرد ,بلکه از ناتوانی روح و ناامیدی اوست..... دیریست شنیده ام که چترها را باید بست و می خواهم از لمس باران بگویم و دلهایی که خیس شدن و لمس ذره ای از دریا را ترجیح داده اند اما سایه ی چترهای همیشه باز نمی گذارند و دلهایی که پاک شدن و نو شدن را هرگز نخواسته اند راستی چرا غرورمان نمی گذارد خیس یکرنگی شویممم ای ستاره ها که بر فراز اسمان با نگاه خود اشاره گر نشسته اید ای ستاره ها که از ورای ابرها بر جهان ما نظاره گر نشسته اید اری این منم که در دل سکوت شب نامه های عاشقانه پاره می کنم ای ستاره ها اگر به من مدد کنید دامن از غمش پر از ستاره می کنم با دلی که بویی از وفا نبرده است جور بیکرانه و بهانه خوشتر است در کنار این مصاحبان خودپسند نازو عشوه های زیرکانه خوشتر است ای ستاره ها چه شد که در نگاه من دیگر ان نشاط و نغمه و ترانه مرد؟ ای ستاره ها چه شد که بر لبان او اخر ان نوای گرم عاشقانه مرد؟ جام باده سرنگون و بسترم تهی سر نهاده ام به روی نامه های او سر نهاده ام که در میان این سطور جستجو کنم نشانی از وفای او ای ستاره ها مگر شما هم اگهید از دورویی و جفای ساکنان خاک کاین چنین به قلب اسمان نهان شدید ای ستاره ها ستاره های خوب و پاک من که پشت بازدم به هر چه هست ونیست تا که کام او ز عشق خود روا کنم لعنت خدا به من اگر به جز جفا زین سپس به عاشقان وفا کنم ای ستاره ها که همچو قطره های اشک سر به دامن سیاه شب نهاده اید ای ستاره ها کز ان جهان جاودان روزنی بسوی این جهان گشاده اید رفته است و مهرش از دلم نمی رود ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست؟ ای ستاره ها ستاره ها ستاره ها پس دیار عاشقان جاودان کجاست؟ تقدیم به ابجی نرگس عزیزم اگر می دانستید که یک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد ارزوی بازگشت به زندگی را دارد انگاه قدر روزهایی را که با غم سپری می سازید را میدانستید از تنگنای محبس تاریکی از منجلاب تیره ی این دنیا بانگ پر از نیاز مرا بشنو اه ای خدای قادر بی همتا یکدم زگرد پیکر من بشکاف بشکاف این حجاب سیاهی را شاید درون سینه ی من بینی این مایه گناه و تباهی را دل نیست این دلی که به من دادی در خون تپیده اه رهایش کن یا خالی از هوا و هوس دارش یا پای بند مهر و وفایش کن تنها تو اگهی و تو می دانی اسرار ان خطای نخستین را تنها تو قادری که ببخشایی بر روح من صفای نخستین را اه ای خدا چگونه ترا گویم کز جسم خویش خسته و بیزارم هرشب بر استان جلال تو گویی امید جسم دگر دارم از دیدگان روشن من بستان شوق به سوی غیر دویدن را لطفی کن ای خدا و بیاموزش از برق چشم غیر رمیدن را عشقی به من بده که مرا سازد همچون فرشتگان بهشت تو یاری بمن بده که در او بینم یک گوشه از صفای سرشت تو اه ای خدا که دست توانایت بنیان نهاده عالم هستی را بنمای روی و از دل من بستان شوق گناه و نقش پرستی را راضی مشو که بنده ی ناچیزی عاصی شود به غیر تو روی ارد راضی مشو که سیل سرکشش را در پای جام باده فرو بارد از تنگنای محبس تاریکی بانگ پر از نیاز مرا بشنو اه ای خدای قادر بی همتا پی نوشت: ای خدا مرا دریاب......... پی نوشت: دوستای گلم بخاطر اینکه نبودم معذرت می خوام گمشده!!!!! بعد از ان دیوانگی ای دریغ باورم ناید که عاقل گشته ام گوئیا او مرده در من کاینچنین خسته و خاموش و باطل گشته ام هر دم از ائینه می پرسم ملول چیستم دیگر به چشمت چیستم؟ لیک در ائینه می بینم که وای سایه ای هم زانچه بودم نیستم همچو ان رقاصه ی هندو بناز پای می کوبم ولی بر گور خویش وه که با صد حسرت این ویرانه را روشنی بخشیده ام از نور خویش ره نمی جویم به سوی شهر روز بی گمان در قعر گوری خفته ام گوهری دارم ولی ان را زبیم در دل مردابها بنهفته ام می روم............. اما نمی پرسم ز خویش ره کجا.....؟منزل کجا....؟مقصود چیست؟ بوسه می بخشم ولی خود غافلم کاین دل دیوانه را معبود کیست او چو در من مرد ناگه هر چه بود در نگاهم حالتی دیگر گرفت گوئیا شب با دو دست سرد خویش روح بی تاب مرا در بر گرفت اه...اری....این منم....اما چه سود او که در من بود نیست نیست می خوروشم زیر لب دیوانه وار او گه در من بود اخر کیست کیست؟ ببخشید دوستای گلم بدرود پشت شیشه برف می بارد پشت شیشه برف می بارد در سکوت سینه ام دستی دانه ی اندوه می کارد مو سپید اخر شدی ای برف تا سرانجامم چنین دیدی در دلم باریدی....ای افسوس بر سر گورم نباریدی چون نهالی سست می لرزید روحم از سرمای تنهایی می خزد در ظلمت قلبم وحشت دنیای تنهایی دیگرم گرمی نمی بخشی عشق ای خورشید یخ بسته سینه ام صحرای نو میدیست خسته ام از عشق هم خسته ام غنچه ی شوق تو هم خوشکید شعر ای شیطان افسونگر عاقبت زین خواب درد الود جان من بیدار شد بیدار بعد از او بر هر چه رو کردم دیدم افسون سرابی بود انچه می گشتم به دنبالش وای بر من نقش خوابی بود ای خدا........بر روی من بگشای لحظهای درهای دوزخ را تا به کی در دل نهان سازم حسرت گرمای دوزخ را؟ دیدم ای بس افتابی را کو پیاپی در غروب افسرد افتاب بی غروبی من! ای دریغا در جنوب!افسرد بعد از او دیگر چه می جویم؟ بعد از او دیگر چه می پایم؟ اشک سردی تا بیفشانم گور گرمی تا بیاسایم پشت شیشه برف می بارد پشت شیشه برف می بارد در سکوت سینه ام دستی دانه ی اندوه می کارد تقدیم به ابجی الناز عزیزم وبتو مخفی کردی اونوقت توقع داری من چطوری به داداشم سر بزنم وبتو بده تا بیام مجبور شدم تو وبم بنویسم تا با خبر بشی بی معرفت نیستم داداشی باز کن پنجره را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد و بهار روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کردهست همه چلچله ها برگشتند و طراوت را فریاد زدند کوچه یکپارچه اواز شده است و درخت گیلاس هدیه جشن اقاقی ها را گل به دامن کرده است باز کن پنجره را ای دوست هیچ یادت هست که زمینی را عطش وحشی سوخت؟ برگ ها پژمردند؟ تشنگی با جگر خاک چه کرد؟ با سروسینه گل های سپید نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟ هیچ یادت هست حالیا معجزه باران را باور کن و سخاوت را در چشم چمن زار ببین و محبت را در روح نسیم که در این کوچه تنگ با همین دست تهی روز میلاد اقاقی را جشن می گیرند! خاک جان یافته است تو چرا سنگ شدی؟ تو چرا این همه دلتنگ شدی؟ باز کن پنجره را وبهاران را باور کن تقدیم به پریشانه نازنین کمی با شکوه و ناز کنم این قصه اغاز شدم در زندگانی دگر انسان که دانی ز بی پولی خمارم,دگر طاقت ندارم اهای مرد حسابی بده بر من جوابی چرا دنیا چنین است؟چرا چاکر غمگین است؟ یکی لگسوز سواره یکی تنبان نداره! یکی شامش کبابه کوکایش جای ابه یکی در هر اداره هزاران پارتی داره زدست این زمونه کنون پشتم کبابه خدایا بنده تو همین شرمنده تو چرا اینگونه باشد؟مگر انسان نباشد؟ دلم خواهد سواری برانم جای گاری دلم خواهد دو ویلا به ساری یا در اینجا دلم خواهد دکانی در ارم لقمه نانی ولیکن شکر بیحد ز لطف حی سرمد اگر اینها ندارم لبی خندان که دارم فرض کنین یه ساندویچ سوسک بهتون میدن و مجبورتون می کنن بخوری بعد که گاز می زنی یه تیکه از پای سوسک میاد زیر دندونت چه حسی بهت دست میده؟ پی نوشت: اول حسه خودمو بگم من در این باره هیچ حسی ندارم پی نوشت: من میخوام با این کار جو عوض بشه واینکه یکم شمارو از نگرانیهاتون فاصله بدم و یکم بخندیم پس برای اینکه دیگران خوشحال بشن بترکونین


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
.jpg)
![]()
![]()
![]()
خدااااااااا![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()



...




![]()
دهخدا بر اساس روایت گزنفون
نقل می کند که مادی ها پس از برگشت از جنگ
شوش غنایمی برای خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به نزد
کوروش آوردند. از آن جمله زنی بود بسیار زیبا که گفته می شد زیباترین زنان
شوش به حساب می آمد و پانته آ نامیده می شد وشوهر او به نام آبراداتاس
برای ماموریتی از جانب پادشاه خود به ماموریت رفته بود.در این هنگام
اطرافیان کوروش با توصیف زیبایی های این زن به او گفتند لااقل یک بار او را ببین شاید که نظرت عوض شد! اما کوروش گفت : نه , می ترسم او را ببینم و عاشقش بشوم و نتوانم او را به شوهرش پس بدهم …
پس از آن در پی غفلت ندیمه چاقویی که همراه داشت را در سینه خود فرومی کند و در کنار جسد شوهرش جان می سپارد .
هنگامی که خبر به کوروش می رسد ندیمه نیز از ترس خود را می کشد برای همین است که در تابلو جسد زنان دو تا است . و باقی داستان که در تابلو مشخص است . آری چنین است که بزرگمردی به نام کوروش در تاریخ جاودانه می شود




...........پس حستونو بهم بگین![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

| Design By : Pichak |





